بسیار دور از هم قد کشیده ایم

اوت 25, 2010 at 4:43 ب.ظ. 7 دیدگاه


بسیار دور از هم قد کشیده ایم . هر یک بر فراز صخره ای بلند و دره ای عمیق میان مان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد . جدایمان کردند . از روز اول مهر . با پوشش های متفاوت . مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کله ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند . من رابه مدرسه ی دخترانه و تو را پسرانه . دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند . با ردیف های دور از هم . نیمکت های خانم ها و آقایان . با درها و راهرو ها و ورودی ها و خروجی های خواهران و برادران .
جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله ها و در حرم و امامزاده با نرده ها و در دریا و ساحل با پارچه های برزنتی.
آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی ای برای من و من شدم عقده ی جنسی سرکوب شده ای برای تو .تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان ، از زور بیماری و عقده های جنسی خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی ات کند و نگاه حریص ات مانتو ام را بدرد .
جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقده ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم .
بسیار دور از هم قد کشیدیم . انقدر که دیگر نگاه مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا . در محل کار ، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی .
و من باید تقاص همه ی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخره ای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را . باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می شود و من تنها در خیابانم . وقتی دنبال کار می گردم . وقتی تاکسی سوار می شوم .
اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور . آخر سالیان است که در همه جای دنیا فقط مستراح ها را زنانه و مردانه کرده اند.

ورودی دسته‌بندی شده در: مسائل جنسی, اجتماعی. برچسب‌ها: , .

من زن هستم….

7 دیدگاه مال خود را بیافزایید

  • 1. یک دوست  |  اوت 25, 2010 در 5:01 ب.ظ.

    بسیار دور از هم قد کشیده ایم.حداقل فاصله ها بینمان تا امروز عقده شده بود.ولی از همین روزهاست که معیار قد کشیدنمان را هم به حکم جنسیت از یکدیگر جدا خواهند کرد.تو با متر مرد بودن سنجیده میشوی و من با متر زن بودن.و رویای دیکته های شبانه مان که از یک کتاب زاده میشد نیز دیگر تفکیک خواهد شد.وقتی که قرار باشد از امسال تفکیک جنسیتی کتاب های درسی را برایمان رقم زنند .معلوم است که حجم کران تا کران فاصله ها به تبعید هر کدام از ما به دنیاهای نامعلوم مردانگی یا زنانگی خواهد انجامید.انگاه من اموزش میبینم که زن باشم نه یک انسان و تو نیز اموزش میبینی که مرد باشی نه یک انسان.و این روزها بلور ادمیت چه شکاف عمیقی خورده است

    پاسخ
    • 2. omid  |  ژوئن 28, 2011 در 12:17 ب.ظ.

      So truuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuue

      پاسخ
  • 3. mahshid  |  آوریل 8, 2011 در 9:24 ب.ظ.

    besiar ali bod man fekr mikonam ke be omram matni be in zibai va ba in vagheiat nakhandeam . :)

    پاسخ
  • 4. Magic  |  ژوئن 28, 2011 در 1:12 ب.ظ.

    خیلی زیبا نوشته بودین .. حقیقتی خیلی خیلی خیلی تلخ …

    پاسخ
  • 5. Mohammad Safari  |  ژوئن 28, 2011 در 1:17 ب.ظ.

    به اسم وبلاگت تو فیس بوک کپی میکنم.

    پاسخ
  • 6. parvaz  |  ژوئن 28, 2011 در 1:46 ب.ظ.

    besyar ziba va dorost

    پاسخ
  • 7. azade  |  ژوئیه 3, 2011 در 12:03 ب.ظ.

    VAGHEAN jalebo hagighi bod moteasefam

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


«سخن عشق»

«چون قلم اندر نوشتن می شتافت چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت!» مولوی *** ای دل‌رباترین عروسِ سرزمین‌های بکر بر بندیان این شب بیداد بُن بگو! چندین و چند خرمن ازگل بوته‌های خونین مزرعه‌ی عشق گردآوریم وبر سر راهت بگستریم تا شورآفرینی رقص پرناز بهارانه‌ات را، برشاخساران زمستانی و شب گرفته‌ی دل ها، و شکوفایی‌ی گلدانه‌های پرشبنم ناز وکرشمه‌ات را، بر کویر عطشان جان‌ها، درودی شایسته وبایسته گفته باشیم؟! آزادی!ای دلارا ترین عروس سرزمین‌های بکر آغوش‌بازکن! با بندیان این شب بی‌وصل راز و نیازکن! با ما بگو چندین و چند خرمن گل از قلب ِعاشقان گرد آوریم وبر سر ِراهت بگستریم؟... "برزین آذرمهر»

خوراک (مطالب من را با فید خوان دنبال کنید)

تماس با من:
omidanehh@yahoo.com

نوشته‌های تازه

دسته‌ها

آمار وبلاگ

  • 6,880 نفر
free counters

امید در فلیکر

spencer tonice

Sarafina Julian

Yanomamo lady with bird

Japan EdoPortrait

More Photos

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.