نوشته‌های برچسب‌خورده با ‘ایران’

راه‌اندازی وب‌سایت فرهنگنامه عکس ایران

آدرس سایت و توضیحات تکمیلی در این باره

baghe-eram2

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

اکتبر 22, 2009 at 7:22 ب.ظ. 4 دیدگاه

اوباما هست نیست؟

اوباما هست یا نیست؟اوباما را میگویم! این سوالی است که هر ایرانی ممکن است از خودش بپرسد.رییس جمهور منتخب ایالات متحده که تا چند روز دیگر وارد کاخ سفید میشود هر گونه تصمیمش در قبال جمهوری اسلامی تاثیر مستقیم در زندگی روز مره ملت ایران خواهد گذاشت.وی که با شعار تغییر پا به عرصه انتخابات گذاشت و با استقبال رو به رو شد ولی این طور که من می بینم هنوز وارد کاخ سفید نشده خیلی از حرف های قبل از انتخاب شدنش را پس گرفته است.گویا به شعار تغییر خیلی معتقد است!!!متن زیر بیوگرافی «باراک حسین اوباما» است که از سایت www.biography.com ترجمه کردم.
اوباما
obama Barack بطور خلاصه
متولدشده: 4 اوت 1961 (هاوايى)
محل زندگی در: شيكاگو، ايلينويز
بلندی قد: 1.87متر
( خانواده ): ازدواج‌كرده با همسرش ميشل در 1992، 2 دختر مليا و ساشا
والدين: Barack Obama از کنیا و Ann Dunham از کانزاس
مذهب: مسيحيت
خودرو : Ford Escape hybrid, Chrysler 300C
تحصيلات : دانشگاه كلمبيا (1983) رشته: علوم سياسى
مدرک حقوق(1991)هاروارد ميجر: . D. J
شغل: سناتور آمريكا از ايلينويز سوگند خورده در 4 ژانويه 2005

كتابها
1995 رؤياها از من پدر: يك داستان درباره نژاد و وراثت
2006 جسارت و امید: افكار روى اصلاح كردن رؤياى آمريكايى
2006 آنچه يك ملت مى برند: غريبه‌ شدن خانواده ها هنگام تندباد كاترينا

زندگينامه:

باراک حسين اوباما در 4 اوت 1961 متولدشده است، در هونولولو، هاوايى. پدر او، Barack Obama, Sr.، زاده‌شده در كينيا. كه پدرش يك خدمتكار خانگى بود(پدربزرگ رییس جمهور). پون او ميان مسلمانان بزرگ‌شده بود، (پدرش) يك خدانشناس در پاره ای از جهات شده بود.

مادرش، آن دانهام(Ann Dunham)، در شهر Wichita از ایا لت Kansas. پدر او یک روغن كار در طول ركود اقتصادى امریکا بود. پس از حمله ژاپنى ها روى پيرل هاربر، او براى خدمت در جنگ جهانى دوم در ليستى اسم نوشت و از ميان اروپا را در ارتش پتون اس(یک ژنرال آمریکایی در جنگ جهانی دوم) راهپيمايى كرد. آن دانهام مادرش روى يك مسير زنجيرى بمب‌افكن کار کرد. پس از جنگ، آنها روى (G. I. Bill) مطالعه كردند، يك خانه از برنامه خانه سازی فدرال خریدند و به هاوايى نقل مكان كردند.

در اين اثناء، پدرش يك بورس تحصيلى كه به او اجازه می داد كينيا را ترك كند برده بود تا رؤياهايش را در هاوايى تعقيب بكند. پدر و مادر اوباما در دانشگاه East–West Center of the University در هاوایی دانشجو بودند.

پدر و مادرش وقتى كه دو ساله بود طلاق گرفتند. پدرش به هاروارد رفت كه دکتری خود را بگیرد و سپس به كينيا برگشت.

مادرش با یکی دیگر از دنشجو یان ايست وست سنتر بنام Lolo Soetoro که اهل اندونزى بود ازدواج کرد. در سال 1967، خانواده به جاکارتا (jakarta) نقل مكان كرد، خواهر ناتنى اوباما (Maya Soetoro–Ng)) متولدشد. amabO در مدارس در (jakarta) حضور داشت، در كلاسها زبان اندونزيايى آموزش داده می شد.

پس از چهار سال اوباما وقتى كه(به طور عمومى با اسم » برى «شناخته‌ می شد) 10 ساله بود به هاوايى برگشت كه با پدر و مادر بزرگهاى مادرى اش زندگى كند، مدلين و استنلى دانهام و بعد ها با مادرش(كه از سرطان تخمدان در 1995 مرد).

او در پايه پنجم را در هنركده Punahou اسم‌نويسى کرد، در سال 1979 با درجه ممتاز فارغ التحصیل شد. او فقط يكى از سه محصل سياه در مدرسه بود. اينجاست كه اوباما آگاه از مسایل نژاد پرستی شد اول چيزى كه يك سياه‌پوست آمريكايى با آن مواجه می شود.

در يادداشتش اوباما شرح داد که او چطور ادراكات اجتماعى ميراث چند نژادى اش را سخت كوشيد تا آشتى بدهد. او پدر اصلی اش (كه در يك تصادف ماشين در سال 1982 مرد) فقط يك‌مرتبه (در 1971) پس از طلاق والدينش دید. و او هیچگاه از الكل و كوكايين و مار جوانا در سال‌هاى نوجوانی اش استفاده نکرد .

پس از دبيرستان، وی در دانشكده غربى (Occidental College ) در لوس آنجلس و سال‌ درس خواند. سپس او به دانشگاه كلمبيا در نيويورك رفت، در سال 1983 با مدرک علوم سياسى فارغ‌التحصيل شد.
پس از كار كردن شركت بين‌المللى اقتصادی (يك كمپانى كه اطلاعات اقتصادی بين‌المللى را فراهم می كرد كه مشتری هایش را متحد كند) و در NYPIRG .سپس به شيكاگو در سال 1985 نقل مكان كرد. ، او در يك سازمان‌ کمک دهنده به ساكنين كم‌درآمد در شيكاگو كار می كرد

دسامبر 24, 2008 at 3:44 ب.ظ. ۱ دیدگاه


«سخن عشق»

«چون قلم اندر نوشتن می شتافت چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت!» مولوی *** ای دل‌رباترین عروسِ سرزمین‌های بکر بر بندیان این شب بیداد بُن بگو! چندین و چند خرمن ازگل بوته‌های خونین مزرعه‌ی عشق گردآوریم وبر سر راهت بگستریم تا شورآفرینی رقص پرناز بهارانه‌ات را، برشاخساران زمستانی و شب گرفته‌ی دل ها، و شکوفایی‌ی گلدانه‌های پرشبنم ناز وکرشمه‌ات را، بر کویر عطشان جان‌ها، درودی شایسته وبایسته گفته باشیم؟! آزادی!ای دلارا ترین عروس سرزمین‌های بکر آغوش‌بازکن! با بندیان این شب بی‌وصل راز و نیازکن! با ما بگو چندین و چند خرمن گل از قلب ِعاشقان گرد آوریم وبر سر ِراهت بگستریم؟... "برزین آذرمهر»

خوراک (مطالب من را با فید خوان دنبال کنید)

تماس با من:
omidanehh@yahoo.com

نوشته‌های تازه

دسته‌ها

آمار وبلاگ

  • 6,880 نفر
free counters

امید در فلیکر

spencer tonice

Sarafina Julian

Yanomamo lady with bird

Japan EdoPortrait

More Photos

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.