«سخن عشق»
«چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت!»
مولوی
***
ای دلرباترین عروسِ سرزمینهای بکر
بر بندیان این شب بیداد بُن بگو!
چندین و چند خرمن
ازگل بوتههای خونین مزرعهی عشق
گردآوریم وبر سر راهت بگستریم
تا شورآفرینی رقص پرناز بهارانهات را،
برشاخساران زمستانی و شب گرفتهی دل ها،
و شکوفاییی گلدانههای پرشبنم ناز وکرشمهات را،
بر کویر عطشان جانها،
درودی شایسته وبایسته گفته باشیم؟!
آزادی!ای دلارا ترین عروس سرزمینهای بکر
آغوشبازکن!
با بندیان این شب بیوصل
راز و نیازکن!
با ما بگو
چندین و چند خرمن گل
از قلب ِعاشقان
گرد آوریم وبر سر ِراهت
بگستریم؟...
"برزین آذرمهر»
خوراک (مطالب من را با فید خوان دنبال کنید)
تماس با من:
omidanehh@yahoo.com
دیدگاههای تازه